از دل نرفت هر انکه از دیده برفت
واسه روزی که میبینیم همو یه عالمه نقشه میکشیم هر روز بهم قول داده بریم ماشین سواری وای چه خوش میگذره خدا کنه زودی روزا بگذرن و ببینمش
درسته از هم دوریم اما دلمون رفیقای خوبی برای هم هستن همیشه به اینجا که میرسم قطرهای اشک تو چشام جمع میشن و منتظرن که ببارن اما من نمیذارو شاید اگه بذارم حالم از این که هست بهتر بشه....ما همیشه با هم رفیق بودیم نه دوست دختر و دوست پسر هم ما رابطه ای داریم که خیلیا ارزو میکنن جای ما باشن اما ما برای همیشه کنار هم نیستیمو این رنجم میده ...
ما یک سال و نه ماه که با همیم و این مدت هر روزش خاطرس واسمون ما تو خاطراتمون هیچ دعوایی نداریم...از این به بعد میخوام خاطراتمونو ثبت کنم تا روزی که.........
عاشق بود..
عاشق کسی که
ابتدای هستیت را
به روزنه ای تنگ نمیفروشد!
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جوابه دنیا رو میدم با تومیمونم واسه همیشه خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه...
تو ای خوب من
...بدان هم اکنون که تو در کنارم نیستی
تیک تاک ساعت گذر زمان را به رخ دلتنگی هایم می کشد
قلبم با تپش هایش از پشت زندان تنهایی تو را فریاد می کند
و تو نیستی تا ببینی
چگونه از فراقت خود را به دیوارها می کوبد
گویی می خواهد خود را از قفس سینه رها کند
می خواهد به بلندای جهان رود
و فریاد زند
...ای عشق من و ای خوب من با تو میمانم و
... دوستت دارم مهدیدوست دارم تنها بهونه ی زندگی من نهام نذار ه بی تو طاقت ندارم گلم
عزیز جانم !
من هستم ، چون یاد تو با من است
و هنوز نگاهت را در نگاهم دارم
هنوز حضورت را حس می کنم
هر چند که ما فرسنگ ها فاصله داریم
ولی تو با منی ...!
آری ! تو در قلبم ، در جانم و در فکر من هستی
تو عشق من هستی
تو ای خوب من پناهم باش
و بگذار شانه هایت تکیه گاهم باشند
تو ای نازنین عشقم ...
بدان که دوستت دارم
و تو تنها عشق زندگی منی
و هیچ عشقی در دنیای پر رنگ و لعاب
نمی تواند تو را از خانه دلم بیرون کند
آرام جانم !
ای خوب مهربانم ...
باورم کن ؛ احساسم را دریاب
و بدان که از عمق وجودم دوستت دارم
بدان هستم چون تو را دارم
و زنده ام تا با هر نفسی دوست داشتنت را فریاد کنم ...
تقدیم به مهدی گلم
چشم دوختن ها به صفحه همراهم
شاید خبری آید ز یارم
خود می دانی که من طاقت لحظه ای بی خبری را ندارم
پس مجازاتم نکن به بی خبری
دلم از شدت دوری سخت می تپد
و دلتنگی به قلبم چنگ می زند
همه می گویند که این جنون است . دیوانگی ایست
آری ...
من دیوانه ام و مجنونم
همه می گویند تو به سان پیچکی خود را حقیرش می کنی
آری ...
من حقیرم کوچکم در نزد او
ای همگان گوشم دهید
این دل من دلبسته و شیدای اوست
آری این دل دیگر سر سازش با مرا ندارد
دیگر برای من نمی پتد
قلبم با هر تپشش و با ضربانش او را فریاد می زند
تقدیم به اویی که قلبم متعلق به اوست